از شیمی آموختم...

نویسنده: zahra

 

هر چه فاصله ما از مرکز آفرینش و خالق هستی بخش بیشتر باشد فنا و نیستی ما آسانتر خواهد بود، همان طوری که جدا کردن الکترون از دورترین لایه اتم آسان تر است.

از تلاش ذرات بی شعور برای پایدار شدن متعجب شدم و دریافتم که شعوری والا و اندیشه ای برتر در پس پرده هدایت گر نقش ها و طرح ها است.

از گاز های نجیب کامل شدن را رمز پایداری یافتم.

ازبحث واکنش های چند مرحله ای و زنجیره ای آموختم که ما ذره های حد واسط مراحل زندگی هستیم که در یک مرحله واکنش متولد می شویم و در واکنشی دیگر می میریم و هدف آفرینش و خلقت فراتر از تولید و مصرف ما ست.

ریزترین ذرات عظیم ترین کارها را انجام می دهند،چون آفریننده ای بزرگ استاد آزمایشگاه جهان است.

 

() نظرات

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات